داستان گی فیلم سکس یواشکی ‌ایرانی استخدام شده به فاک

داستان گی بیشتر از همیشه کس میخوردم

داستان گی کیراشونو در آووردن به قول آرزو گشاده طرف؛حاجیم که دوباره یاد غمو غصه هاش افتاده بودو آه آه میکرد؛ چشمم به بقیه افتاد که همه کیراشونو در آووردن؛ یعنی من باید همه اینارو میخوردمو و بعد اونا دنبال ی چیزی تو کوس من میگشتنو بعد من مینشستم روشون؛ ای بابا؛ مامان نگفته بود از این خبراست؛ حاجی گفت داره میاد که مامان سر رسیدو گفت دیگه داستان گی نمیخوای بلند شی دانشگات دیر میشه ها؛یکی نبود بگه تو این گیر و ویر وقت دانشگاه رفتنه؛گفتم ولم کن مامان بذار ببینم حاجی چیو میگه داره میاد؛ ولی مامان ول کن نبود که نبود؛ به زور منو بلند کرد ی هو دیدم حاجی نیست؛ مامان حاجی کوش؟ مامان گفت حاجی کیه؛ بلند شو الان ی ساعته رو مبل خوابیدی مگه دانشگاه نداری؛ بلند شو داستان گی اون شرت و کرستتم از رو بند جمع کن؛ چند بار بگم اینارو بردار زشته رو بند.

سکس مشتی‌ دختر کون گنده

داد و قبول کرد منم که چند سری صیغه کرده بود م بلد بودم چی باس بگم بهش گفتم و صیغه رو خوندیم به محض اینکه صیغه رو خوندیم استرس گرفتم داستان گی میخواستم برم سمت دستاش که دستاشو بگیرم بعد اگه بشه ببوسمش ، گفتم خب دیگه من از الان شوهرتم دیگه هیچ مانعی بین ما نیست اونم خندید تا خندید دستاشو گرفتم و بوسیدم یه گرمای شدیدی از سمتش حس میکردم بهش گفتم چشماتو ببند بستو استخدام شده به فاک من لپشو بوس کردم پیش خودم میگفتم الانه که قاطی کنه دیدم هیچی نگفت انگار این صیغه کار خودش رو کرده بود و خیالش راحت شده بود خلاصه اون روز گذشت ما فرداش دوباره با هم قرار گذاشتیم این سری بهش گفتم من شرکت کلی کار دارم اگه میشه بیا اینجا از اینجا داستان گی

تحمل کنم کارمو نیمه کاره ول کردم رفتم نشستم بقلش رو کاناپه بهش گفتم سکس ایرانی خانم خوشگلم چطو داستان گی مطوری باهاش که صحبت میکردم یه خانمم میبستم در کونش اونم خوشش میومدو میخندید خلاصله دیگه نتونستم تحمل کنم بقلش کردم اولش مقاومت کرد گفت نه و این حرفا گفتم تو دیگه زن منی هیچی نگو بعد که بقلش کردم بوسیدمش رفتم سمت لباش لبای قلوه ایش داشت اتیشم میزد بنده خدا انگار.

میکردم از رو شلوارش ولی دست نزدم ینی در واقع کیرش تحریکم نمیکرد ولی اون با ولع داشن خودشو میمالید بهم یهو داستان گی اوردم رو زمین تنم رو تخت بود پاهام رو زمین باسنم جلوش بود کمرمو میبوسید و دکمه شلوارمو باز میکرد شلوار و شرتمو باهم کشید پایین چند بار زد روش باسنم نرم و وقتی میزد روش از ایینه کنار تختش میدیم ک میلرزه و اونم داره نگاش میکنه لپای کونمو باز کرد و با دستاش فشارش میداد بعد من بلند شدم ک نزاشت انداختم روی تخت. منم تیشرتشو دراوردم کمردنبشو باز کزدم و شلوارشو کشیدم پایین دستمو گذاشت رو کیرش عین سنگ شده بود یکم فشارش دادم و تخماشو قلقلک دادم شرتشو دراوردم ی کیر متوسط داشت شاید بشه گفت 17 18 سانت خیلیم کلفت داستان گی نبود ولی واسه من همونم زیاد بود چند بار با دست واسش جلو عقب کردم گفت نمیخوری ؟ به زور خودمو راضی کردم و براش ساک زدم بلد نبودم اما هی میگفت سرشو یواش گاز بگیر همیشه فک میکردم پسرا بدشون میاد دندون بهش بخوره اما خب…. خلاصه داشتم خفه میشدم درش اوردم منو اررم هل داد زو تخت داستان گی ک بخوابم پاهامو داد بالا و و نشست ج اسمش کیره پیرمرد اون گوشه نشسته حرفی نمیزنه ولی داره پاهاشو میکشه بهم؛ مگه چی وسط پاهاشه که داره اذیتش میکنه؛ بهم اشاره میکنه که برم پیشش؛ شاید چیزی نیاز داشته باشه؛ برم پیشش؛ نشستم کنارش؛ بغلم کرد؛ خیلی خودمونیه نکنه آشنا باشه من نشناختمش؛ چشاش رو لبامه؛ ولی لباش داشت بهم نزدیک میشد؛ از لبام داشت آب میچکید ی آب غلیظ و شیرین؛ نمیدونم چرا پیرمرد لباشو گذاشت روی لبامو شروع کرد به خوردن؛ شاید گرسنشه بذار بخوره طفلی؛ خفم کردی حاجی چقدر داستان گی میخوری؟ انگار دوست داره با سینه هام داستان گی بازی کنه یاد بچگیاش افتاده؛ دوتا دکمه بالایی رو باز کرد و سینه هامو در آوورد؛ مگه من بلوز و سوتین نپوشیده بودم؛ اصلا حواس ندارم شاید یادم رفته باشه؛ حاجی آروم تر بابا درد میاد اینطوری فشار میدی؛ فکر کنم از اونایی بوده که زود اسباب بازیاشو خراب میکرده؛ نگاش کن؛ اسباب بازیارو داستان گی میکنه تو دهنش؛ کثیفه حاجی؛ ی چیز دراز و کلفتو از تو شلوارش در آوورد؛اره همونه که اذیتش میکرد؛ آشنا بنظر میاد؛ اره دوستم آرزو میگفت اسمش کیره؛ اگه دیدی کسی واست درش اوورد اول باید بخوریش بعد بشینی روش؛ خب منم گرفتمشو کردم تو دهنم؛ حاجی میگفت سرشو بخور؛ ولی هرچی میخوردم تموم نمیشد؛ نمیدونم حاجی حسرت چیو میخورد که هی آه آه میکرد؛ من که هرچی خوردم چیزی ازش نفهمیدم؛ سکس ایرانی حاجی گفت بسه دخترم؛ ای بابا؛ بابای من که اونطرف نشسته حاجی؛ نگا کن چرا نادیا داستان گی نشسته پیش بابایی؟ بابا که میگفت من از این بازیا بلد نیستم؛پس چرا…؟

سکسی پسر با پسر

گی سکسی فیلم سکس گی فیلم سکسی گی فیلم گی ایرانی سکسی در بیمارستان سکس دکتر ایرانی فیلم سکس دکتر فیلم سکسی دکتر دکتر سکسی سكس با دكتر

3 thoughts on “داستان گی فیلم سکس یواشکی ‌ایرانی استخدام شده به فاک

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *